تبلیغات
سایت آوای فرهنگی شهر ایور - آشنایی بامکتب خانه های شهر ایور
Mountain View

آشنایی بامکتب خانه های شهر ایور

.jpg

باعرض سلام وارادت خدمت شما دراین پست تصمیم دارم نسل امروز را با شیوه ی تحصیل در مکتب خانه های شهرمان در دهه ی ۵۰ که خودم  در آن عهدطفلی گریز پای بودم ودرمحضر بزرگمردانی چون مرحوم ملا رحمان آقابابایی وهمچنین صاحب عکس فوق کربلایی آخوند حبیب یالانقاچ که الحمدلله هنوزهم ازمحضرش استفاده می کنم آشنا کنم. آنچه به  ذهنم می رسد دست نوشته ی خودم است وازعزیزانی که از آن زمان ها وحتی قبل از آن خاطراتی دارند دعوت به همکاری می کنم. همانطورکه اشاره شد شهرکهن وتاریخی ایور ازسال های قبل هم دارای مکتب خانه بوده است اما سن ما اقتضا نمی کند که خاطراتی از آنان بنویسیم ازجمله ی آنان مرحوم آخوند ملاقاسم است. درهمین زمان ماهم خانمی به نام شوکتی دارای مکتب خانه بود. واما آنچه از شیوه ی درس خواندن در مکتب خانه ی آخوند حبیب وملا رحمان به خاطرم می رسد را   درادامه ی مطلب بخوانید:

 

شرایط سنی: شرط سنی خاصی وجودنداشت مثلا من خودم بین 3تا4 سالم بود وجوانان 15ویابالاتر هم بودند. البته درمورد خودم یادم هست که به خاطر شیطنت های زیاد آن دوران مرا به آنجا هدایت کردند! درضمن مکتبخانه به صورت مختلط اداره می شد. ساعات کار :ساعتی وجودنداشت ازصبح تانزدیک اذان ظهر بعداز ظهر هم فقط درحدی که آخوند نماز بخواند ونهاری بخورد. باز می رفتیم تا نزدیک غروب آفتاب!چگونگی تدریس : تدریس به صورت روش کلی یعنی همین روش جدید خودمان بودچون اینطورنبودکه آخوندبرای مابخش وصداکشی کندبلکه شکل کلی کلمه را می بایست درحافظه ی بصری نگه می داشتیم. نوشتن هم همین طوربود دفترخودرامی بردیم پیش آخوندومی گفتیم برایمان سرمشق بنویس .آخوند هم هردفعه یه چیزی می نوشت مثلا می نوشت از علی آموز اخلاص عمل! وجملاتی ازاین قبیل .. نکته ی مثبت آخوندما خوش خطی ایشان بود .اگراغراق نباشه ایشان یکی از ثلث نویسان بزرگ خط ریز هستند! چگونگی ارزشیابی ازپیشرفت خواندن : چون آموزش انفرادی بود ارزشیابی هم به صورت فردی وباتوجه به استعدادهای هر کودک انجام می شد. اول از پنج سوره شروع می شد بعد به فردی که پنج سوره را تمام می کردقرآن کریم می دادند. خیلی هاوقتشان فقط به بازی وسرگرمی می گذشت وازهمان پنج سوره بیشتر نمی خواندند! یک نکته ی جالب که الآن یادم آمد می رفتیم پیش آخوندومی گفتیم آخوند مارا گوش کن! این جمله الآن همان مهارت گوش دادن است که ما معلمان باید بچه هارا به آن برسانیم ودرکارنامه های بچه هاهم برای درس فارسی اول قید شده است به خوبی گوش می دهد به خوبی سخن می گویدبه خوبی می خواند به خوبی می نویسد. علت تاخیر درپیشرفت : چندین دلیل وجودداشت ازجمله می توان به کمی سن -نوع محتوا (فقط پنج سوره وقرآن بودوتصویرهم نداشت که مناسب سن اطفال باشد)-روش تدریس و استعداد فردی را اشاره کرد.چگونگی شهریه : هرکودک ازروزی که واردمکتب خانه می شد اسمش دردفترآخوند ثبت می شد وبعدازگذشت یک ماه آخوند می آمدومیگفت بچه ی فلانی ماهت سرشده فردا 5 ریال بیاور! کلاس هادرمنزل شخصی آخوند دایر بود فصل سرمادرخانه وفصل گرمادرداخل حیاطش وزیرسایه ی دیوارودرخت بید! هربچه ای هم یک زیر انداز که تشک نام داشت باید ازروز اول برای خودش می برد. صبحانه وعصرانه نیز برعهده ی خودمان بود. برای آب آشامیدنی هم چون آن زمان لوله کشی نبود به نوبت هرروزی 4-5 نفر ظرف هایی که به زبان خودمان بانکه می گفتیم می بردیم واز نغم نو یابالات جشمه ای بود درآسیای کال آن هاراپرآب می کردیم وکلی دربین راه بعضا دعواهای بچه گانه هم می کردیم و برمی گشتیم مکتب وشکایت همدیگر رانزدآخوند می کردیم آخوند هم یک سیم بزرگی داشت یا به کف پا ویا به بدنمان می زد!تنبیه بدنی تا دلتان بخواهد رسم بود.وهیچ کودکی هم جرات سرپیچی کردن نداشت! این هایی که گفته شد تقریبا درهرسه مکتب آخوندحبیب وملارحمان وخانم شوکتی مشترک بود به جز خوش خطی آخوندحبیب واینکه تابستان هابیرون ازخانه ها وزیردرخت بید درمکتب خانه ی ایشان بود وآن دو مرحوم ومرحومه همیشه در خانه کلاس دایر داشتند..شایان ذکراست که مرحوم ملا رحمان درتحلیل ونقدنسخه های شبیه خوانی وآخوندحبیب هم ضمن تبحر درتصحیح نسخه های شبیه خوانی در قرائت فرآن کریم بسیار توانا وحتی به نوعی می شودگفت خودشان صاحب سبک هستند. ویکی ازکارهای بسیار ارزنده ای که توسط اعضای محترم شورای اسلامی شهر ایوردردوره ی گذشته انجام گرفت مراسم بزرگداشت وتجلیل از این قاری برجسته بودکه طی دوسال این کار باگرفتن مراسم باشکوهی درمجد صاحب الزمان انجام شدولازم شد تا ازسایر خدماتی هم که این عزیزان درآن دوره انجام دادندنیز یادی کرده وزحماتشان را ارج نهیم.. ارزیابی کلی مکتبخانه ازدیدگاه خودم : ازنظرتوجه به سوادخوانداری خوب بود مثلا من خودم قبل ازاینکه به مدرسه بروم می توانستم بخوانم وبنویسم اما این برای کسانی مفیدبود که فقط می خواستند بخوانندوبنویسند ودیگر به مدرسه نروند نه برای ما بچه مدرسه ای ها ! چون همان سوادداشتن من درکلاس کار را برای خودم ومعلم وهمکلاسی هایم سخت تر کرده بود درزنگ های فارسی واملا مدرسه برنامه ی خاصی برای من نداشت ومن مجبور به شلوغ کاری وکتک کاری با بچه ها و تنبیه از جانب معلمان می شدم! برای بچه مدرسه ای هایی که تابستان می آمدند می توان گفت مفیدبودچون یک نوع کلاس تقویتی محسوب می شد. اما همانطور که دوستان می دانند خبری از ریاضی وعلوم تجربی وتوجه به جنبه های دیگر علم هم نبود. البته شاید همان دور هم بودن در یک محیط اجتماعی دیگر را می شود به نوعی کسب تجارب جدید هم برداشت کرد. درهرصورت امیدوارم از این نوشته ها خوشتان آمده باشد بازهم درصورت مقتضی به این موضوع خواهم پرداخت..

ادامه دارد



[ شنبه 6 اردیبهشت 1393 ] [ 11:40 ب.ظ ] [ رجبعلی باقری ]